برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
گاهی با خود میگویم ایا اطرافیان غریبه هستند؟ یا غریبه ها اطراف هستند؟ و سوالی بیش از آن پیش میاد چه چیز باعث میشود غریبه ای انقدر نزدیک و آشنایمان میشود که حرفی یا رفتاری از او دلمان را میشکند؟ جوابش
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
رو منم تاثیر گذاشته
برای همین دو پست اخیر
موعظه کردم ![]()
من از نصیحت بیزارم
پوزش اول از خودم بعد بقیه دوستان ![]()
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
تولدت مبارک امیر لیلایی یقینا خیلیا مثل من خواننده وبلاگ "مردی که تو را ندارد" بودند. و یهویی بدون خداحافظی رفت. خودش رفت ولی هشت سال نوشته هاش یاد همه میمونه داداش هادی از طرف خودم که خواهر میگفتی ب
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
باشیمین ساچی اغاردی
قار یاغیر یری آغاردیر
اورییمی داغلادیر
بیر بیر یاغان قارلارا
تاپشیر وورماسیننار یارا
یارالییام سنون اوچون
داغلاماسیننار داها
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
همشون شکست عشقی خوردن
تازه افتخار میکنیم جامعمون جوونه
کدوم جوون؟
دلش شکسته
حوصله تعطیل
اعصاب یوخ
شغل مگه خوابشو ببینی
بقول معین
من از این دنیا چی میخوام
یه بسته مداد رنگی
بکشم رو تن دنیا
رنگ خوبی و قشنگی
خدایا اجازه
مدادتو یه لحظه بهم قرض میدی؟
قول میدم پسش بدم
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
میان سیلاب تنهایی میگردم و میگردم
کسی جز من نیست
کجاست انکه مرا بهتر از من میشناسد
کجاست که شب های تلخ تاریک را به روز بدل سازد
خسته است روحم
از جسم نپرسید که دیگر نیست
مگر مرگ فقط نفس بریدن است
مرگ گاهی سخت خاموش ماندن است
عجیب است که دیگر خود را نیز نمیشناسم
غرق شده را نجاتی هست؟
روحم آشفته نگاهی آشناست که نیست
مرگ گاهی تلخ،شیرین است
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
دلم ارامش میخواهد
اما یکسال گذشت
نه با نوشتن ارام شد
نه با سکوت
دیگر از همه جا دست خواهم کشید
به لاک تنهایی خویش پناه میبرم
شاید برای مدتی آرامش
و بلکه خود را یافتم
از تمام عزیزانی
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
اما بو گون فقط سنین اوچون
خالق یارادیب تا کی بیز
سنینکیمی مرد اوغول مرد قارداش
وجودوموزدا گوروب تانیاخ
نازلی قارداشیم
دوغوم گونون بیزلر اوچون موبارک
نفس وار سن وارسین
حتی ایر دنیا سنی بیزدن گیزلدسین
چوخ سویرم سنی حامد داداشیم
تولدون موبارک
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان
از گرمی دست هایت
پر شده است قلبم
از لحظه های ندارم هایت
پر میشود و خالی
شبهای تنهایی و بی تو بودن هایم
ای صاحب دل دریاب
جاری شدن اشک هایم
آرامش نه در مکان است نه در زمان
تنها درون خویش جستجویش کنید
سلام بر تک تک عزیزان همراه سال 98 بر همگی مبارک
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان